مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
44
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> - با رسول خدا به نزد علي عليه السّلام باز شدند واز اين خبر در صورتي كه محل وثوق علماى محدثين باشد ، معلوم مىشود كه حضرت فاطمه را تا آن وقت از يك دختر افزون نبوده است . وهم علّامه مجلسي أعلى اللّه مقامه در اين كتاب مىفرمايد : « فاطمه را از على عليهما السّلام پنج فرزند پديد شد ؛ حسن وحسين ومحسن وامّ كلثوم كبرى وزينب كبرى سلام اللّه عليهم . » سپهر ، ناسخ التواريخ حضرت زينب كبرى عليها السّلام ، 1 / 190 - 191 اين بندهء حقير در اين مقام معروض همى دارم كه آنچه از تفحص وتتبع أغلب كتب معلوم مىشود ، چنان مكشوف مىشود كه در سفر كربلا ، جماعتى از نسوان آل عبا سلام اللّه عليهم حضور داشتهاند وأغلب به يك نام بودهاند ؛ چنان كه ابن أثير مىنويسد : « فاطمة بنت الحسين عليهما السّلام أكبر بود . » وگويد : « فاطمة بنت على با خواهرش زينب چنين وچنان گفت . » وهم موافق بعضي روايات معتبره كه مىنويسند : « حضرت سيّد الشّهدا سلام اللّه عليه وصيتنامه وودايع امامت را به فاطمه سپرد تا بعد از مراجعت به مدينه به علي بن الحسين صلوات اللّه عليهم تسليم كند ؛ مىتواند همين فاطمه ، دختر أمير المؤمنين عليه السّلام باشد كه در كتب مقاتل گاهى در بعضي مقامات به فاطمه كبرى تعبير مىشود . ونيز امّ كلثوم كبرى نيز مىتواند همين مخدره باشد كه فاضل دربندى مىنويسد . از روايات چنان مستفاد مىشود كه امّ كلثوم از زينب بزرگتر بود ونيز چنان معلوم مىشود كه حضرت سيّد الشّهدا را خواهرى سكينه نام بوده است ( 1 ) . ونيز موافق بعضي روايات معتبره امام حسين عليه السّلام را دخترى زينب نام بوده است ونيز بعضي از مؤلفان نسبت كلمات واشعارى را به يكى از اين مخدّرات مىدهند وجمعى ديگر همان كلمات واشعار را به ديگرى منسوب مىدارند ، جز اين نتواند بود كه غالب اين شبهات از اين حيثيات روى داده است . هم اكنون به آن صورت كه أبو إسحاق اسفراينى در نور العين مرقوم داشته است ، أشارت مىرود تا اختلاف پارهاى اخبار با پارهاى مكشوف آيد . مىگويد : چون امام حسين عليه السّلام به اصلاح شمشير وآلت حرب خويش مشغول شد وگريان اين اشعار بخواند : « يا دهر أفّ لك من خليل » . با اختلافى كه در ذكر اشعار مسطور داشته است ، علىّ بن الحسين عليهما السّلام مىفرمايد : آن حضرت اين اشعار همى بخواند واصلاح سلاح خويش بفرمود ؛ چندان كه گريه در گلويم گره گشت . لكن خويش را نگه داشتم وسكوت اختيار كردم . امّا عمّهام چون بشنيد ، خوفناك واندوهگين شد ودامنكشان بيامد تا به آن حضرت نزديك شد وكلمات مسطوره را به اندك اختلافى معروض داشت وبگريست وزنها نيز بگريستند . وجناب امّ كلثوم ندا بركشيد : « وا محمّداه وا عليّاه وا فاطمتاه وا ضيعتاه بعدك يا بن بنت رسول اللّه » امام حسين عليه السّلام به كلماتي كه سبقت نگارش يافت وبه حضرت زينب منسوب افتاد ، أو را تعزيت داد . پس از آن فرمود : « يا أمّ كلثوم وأنت يا فاطمة وأنت يا رقيّة وأنت يا عاتكة وأنت يا سكينة إلى آخرها » . وفرمود : اى أهل بيت ، صبورى وشكيبايى فرمائيد ! « فقالت زينب : لا صبر لنا على فقدك ولا تطيب لنا الحياة من بعدك ، كيف لا نبكي ؟ وأنت تقول هذا الكلام ونراك قتيلا وما لك نهبا بين العدى وحريمك سبايا -